
تا اطلاع ثانوی لطفا جهت پیگیری اخبار آموزش و پرورش به آدرس ذیل مراجعه فرمائید
http://sepasmoallem.blogfa.com/

تا اطلاع ثانوی لطفا جهت پیگیری اخبار آموزش و پرورش به آدرس ذیل مراجعه فرمائید
http://sepasmoallem.blogfa.com/
احكام صادر شده براي معلمان تهران توسط دادگاه انقلاب اسلامي
۱- علي اكبر باغاني ۵ سال حبس تعليقي
۲- نورالله اکبری ۵ سال حبس تعلیقی
۳- محمود بهشتی ۴سال حبس تعلیقی
۴- حميد پور وثوق ۴سال حبس تعليقي
۵- محمد تقي فلاحي ۴سال حبس تعليقي
۶- علی صفرمنتجبی ۴سال حبس تعلیقی
۸-محمدرضا رضایی ۳سال حبس تعلیقی
۹- عليرضا اكبري ۲سال حبس تعليقي
۱۰- رسول بُداقي ۲سال حبس تعليقي
۱۱- محمد خاكساري دادگاه ايشان به ۱۷ آذرماه ۸۶ موكول شده
۱۲- محمود باقري دادگاه ايشان به ۲۲ آبانماه ۸۶ موكول شد .
۱۳- عليرضا هاشمي ۳ سال حبس تعزيري
۱۴- محمدداوري ۵ سال حبس تعزيري قابل تبديل به جريمه ي نقدي ۵۰ميليون ریال
۱۵- علي پور سليمان دادگاه ايشان براي بارسوم به آينده موكول شده است.
احكام صادرشده ازطرف دادگاه انقلاب مشهد براي معلمان خراسان
۱۶- هادي لطفي ۴ ماه حبس تعليقي براي ۳سال، قابل خريد به مبلغ ۱۰ ميليون ريال
۱۷- حسن رجبي۴ ماه حبس تعليق براي ۳سال، قابل خريد به مبلغ ۱۰ميليون ريال
محروم از احرازهرگونه پست ستادي براي مدت ۴ سال
۱۸- ايرج توبيهاي نجف آبادي كاهش يك گروه شغلي براي مدت ۲سال حكم قابل پژوهش
۱۹- مهندس خواستاربازنشستگي زودهنگام باكاهش یک گروه شغلي به حكم هيات بدوي
بسم الله الرحمن الرحیم
ریاست محترم شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران
جناب آقای صلواتی
با سلام
احتراما عطف به پرونده کلاسه ............. موضوع رسیدگی به پرونده اتهامی اینجانب محمود بهشتی لنگرودی که وقت نخستین جلسه رسیدگی را مورخه 17/6/86 ساعت 9 صبح تعیین فرموده اید به این وسیله لایحه دفاعیه خود را تقدیم و تقاضای امعان نظر و نهایتا صدور حکم برائت خود از اتهامات انتسابی را دارم .
مشروح لایحه به شرح زیر است :
1- اتهامات منتسبه دادسرای محترم به اینجانب آنگونه که در کیفر خواست تصریح شده است :
( اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی و تمرد در مقابل پلیس می باشد و مستند قانونی دادسرای محترم در کیفر خواست تقدیمی مواد 607- 610 و 618 قانون مجازات اسلامی می باشد .)
الف : در خصوص ماده 607 که (هرگونه حمله یا مقاومتی که با علم و آگاهی نسبت به مامورین دولت در حین انجام وظیفه آنان تمرد محسوب می شود ) معروض میدارد که نه تنها هیچگونه حمله یا مقاومتی از طرف اینجانب و سایر همکاران حاضر نسبت به ماموران دولت در هیچ مقطعی صورت نگرفته بلکه رابطه متقابل و دو طرفه بین جماعت حاضر ونیروهای انتظامی در طول دوره برگزاری تجمعات بویژه در زمینه ایجاد نظم و جلوگیری از حضور افراد غیر فرهنگی در تجمع به گونه ای بوده است که عموما دو طرف از یکدیگر تقدیر و تشکر داشته اند و شعار نیروی انتظامی تشکر تشکر بارها از تریبون و بلندگو انعکاس یافته و توسط همکاران تکرار شده است . حتی در تجمع روز 23 اسفند که منجر به ضرب و شتم و دستگیری تعداد زیادی از فرهنگیان گردید مقاومتی از سوی فرهنگیان مشاهده نشده است .
لذا انتساب این اتهام به اینجانب و سایر حاضرین موجه و مقبول به نظر نمی رسد . به همین دلیل تقاضای صدورحکم برائت به جهت فقدان ادله را دارم .
ب : درخصوص مواد 610 و 618 که بر جرائمی بر ضد امنیت داخلی یا خارج کشور تاکید داشته
یاد آوری میشود که حضور اینجانب و سایر همکاران فرهنگی در مقابل مجلس شورای اسلامی
( خانه ملت ) به منظور پی گیری بحث لایحه مدیریت خدمات کشوری ( نظام هماهنگ پرداخت ) بوده که طی سال های گذشته به صورت پی در پی از سوی مسئولان محترم به ویژه نمایندگان محترم مجلس خصوصا شخص ریاست محترم مجلس آقای حداد عادل به عنوان افتخار مجلس هفتم از آن یاد شده بود و در ماه های بهمن و اسفند پس از سال ها انتظار فرهنگیان برای اجرایی شدن این لایحه به طور کاملا غیر منتظره از دستور کار دولت و مجلس خارج شده بود و این حضور کاملا صنفی و قانونی بوده ، چنانچه افرادی از نمایندگان محترم مجلس از جمله آقایان حاج بابایی ، کوهکن ، ناطق نوری ( از اعضای هیئت رئیسه ) و آقایان عباسپور ، نوعی اقدم ، نجابت ، اعلمی و... از اینگونه حضور برای پی گیری مطالبات استقبال نموده بودند . همچنین حضور نمایندگان محترم مجلس در جمع تجمع کنندگان و بعضا رقابت آنان برای حضور در پشت تریبون جهت سخنرانی گواه دیگری بر موجه بودن این تجمعات از دید حضار و سخنرانان بوده است که به طور مثال می توان به سخنرانی آقایان حاج بابایی ، عباسپور ، کوهکن و نجابت در جمع حضار اشاره نمود .
از سوی دیگر همکاری حراست محترم مجلس و نیروی انتظامی در طول برگزاری مراسم به ویژه تاکید آنان به شروع و خاتمه مراسم در وقت مقرر و در اختیار گذاشتن بلندگوی مجلس ، دلیل دیگری بر عدم مغایرت این تجمعات با امنیت داخلی و خارجی می باشد . لذا انتساب این اتهامات را صحیح ندانسته و تقاضای برائت خود از این اتهامات را دارم .
2- در شرایط دشوار کنونی که فشار مشکلات معیشتی از یک سو و عدم تحقق بسیاری از وعده ها ازسوی دیگر آستانه تحمل افراد را به شدت کاهش داده و جمعیت های کوچک نیز می تواند مساله ساز تلقی شود . حضور چندین هزار نفره فرهنگیان در مقابل مجلس که بدون کوچکترین تنش و درگیری به پایان می رسید می توانست الگوی مناسبی برای سایر اقشار جامعه باشد و مسئولان کشور نیز می توانستند به وجود اینگونه اجتماعات که نمادی از مردمسالاری در نظام اسلامی است افتخار نماید که متاسفانه واقعه 23 اسفند هزینه های فراوانی را برای نظام و فرهنگیان ایجاد کرد که جا دارد از تکرار اینگونه اشتباهات در آینده جدا جلوگیری شود .
علی هذا از آن جایی که تجمع فرهنگیان در مقابل مجلس شورای اسلامی با نیت و قصد انجام خواسته های صد در صد صنفی جهت برقراری نظام هماهنگ پرداخت برای فرهنگیان و رفع تبعیض حقوقی از این قشر و با توجه به تعهدی که اساسنامه کانون صنفی معلمان ایران ( که به تایید وزارت کشور رسیده است ) برای اعضای هیئت مدیره به منظور دفاع از حقوق مادی و معنوی معلمان و سایر اقشار جامعه پیش بینی کرده انجام گرفته است و از آن جاکه مطابق اصل 27قانون اساسی تشکیل اجتماعات بدون حمل سلاح مشروط بر اینکه مخل مبانی اسلام نباشد آزاد و مجاز شمرده شده و دلایل و شواهدی مبنی بر حمل سلاح و یا مغایرت این تجمعات با مبانی اسلام مشاهده نشده است و از آن جایی که اینجانب به عنوان بازرس و سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران طبق اساسنامه تنها گوینده و ناظر عملکرد کانون و تصمیمات هیئت مدیره می باشم لذا اتهامات وارده مبنی بر تبانی و اخلال در امنیت را مردود و صدور حکم برائت خود از تمامی اتهامات وارده را خواستارم .
با تشکر
محمود بهشتی لنگرودی
روزنامه ي آفتاب يزد 29/مهرماه/1386 لايحه ي خدمات كشوري
صفحه ي ۱ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/6.pdf
صفحه ي ۲ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/7.pdf
صفحه ي ۳ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/8.pdf
صفحه ي ۴ http://www.aftab-yazd.com/pdf/2196/9.pdf
مهمانان جديد بر سفره فقيرانه آموزش و پرورش
آزمون استخدامي فرهنگيان روز جمعه 27 مهر به صورت هماهنگ و سراسري برگزار شد. امسال 390 هزار نفر در اين آزمون شرکت کردند. اين رقم 3 برابر شرکت کنندگان سال گذشته همين آزمون است. از بين داوطلبان 10 هزار نفر پذيرفته مي شوند. 2هزار نفر در شاخه فني و حرفه يي و سه هزار نفر در ساير رشته ها به معاونت آموزشي و 5 هزار نفر مربي به معاونت پرورشي وارد مي شوند. حضور حق التدريسي در اين آزمون بر پيچيدگي موضوع افزوده است.
فقط مردان ؛ از چند روز قبل از آزمون تيم 100 نفري وزارتخانه به31 استان کشور اعزام شده اند تا بر حسن برگزاري آزمون نظارت کنند. در اين آزمون علاوه بر 54 هزار نيروي حق التدريس، ليسانسيه هاي آزاد نيز شرکت کرده اند. سال پيش در آزمون استخدامي آموزش و پرورش 130 هزار نفر حاضر شدند. سه برابر شدن داوطلبان در سال جاري نکته يي درخور تامل است که مي توان آن را ناشي از رکود بيشتر در بخش خصوصي و زياد شدن تعداد بيکاران تحصيلکرده دانست. در شهر تهران فقط 80 نفر از داوطلبان مرد استخدام مي شوند. تعدادي از معلمان حق التدريسي در ماه هاي گذشته به ديوان عدالت اداري شکايت برده و موفق به گرفتن راي شده اند، مطابق اين آرا وزارت موظف به استخدام رسمي آنها خارج از ساز و کار آزمون است. تعداد اين افراد بين 30 تا 35 نفر است و از همين سهميه 80 نفري به آنها رديف استخدامي داده مي شود. به اين ترتيب در شهر تهران تنها بين 40 تا 50 نفر استخدام خواهند شد. نتايج آزمون کتبي تا يک ماه ديگر اعلام مي شود. قرار است سه برابر ظرفيت پذيرش از ميان داوطلباني که بالاترين نمرات کتبي را کسب کنند به هسته هاي گزينش معرفي شوند و دواير گزينش پس از بررسي صلاحيت قبول شدگان از طريق مصاحبه و تحقيقات محلي افراد اصلح را انتخاب کنند. عدم پذيرش معلمان زن در تهران اعتراض برخي از سازمان هاي مدافع حقوق زنان را برانگيخت. به گفته مسوولان آموزش و پرورش اين تبعيض جنسيتي به دليل کثرت معلمان مازاد زن در آموزش و پرورش شهر تهران است. گفته مي شود در شهر تهران 12هزار معلم مازاد بر نياز وجود دارد که 80 درصد آنها را خانم ها تشکيل مي دهند. پديده معلمان مازاد به تدريج به يکي از معضلات پيچيده اين وزارتخانه در شهر هاي بزرگ تبديل شده است. متقاضيان اصلي ورود به آموزش و پرورش زنان هستند. به همان نسبت که مردان به شغل معلمي بي علاقه شده اند، به دلايل متعدد فرهنگي و اجتماعي معلمي براي زنان شغل پرجاذبه يي است. به عنوان مثال در استان گيلان از 5300 نفر داوطلب 4550 نفر آنها را خانم ها تشکيل مي دهند. اين در شرايطي است که به دليل تفکيک جنسيتي، خانم معلم ها تنها در برخي از مدارس پسرانه و آن هم در پايه هاي اول تا سوم امکان حضور و کار دارند و بر اساس بخشنامه يي که در سال پيش صادر شد، معلمان مرد در هيچ يک از پايه ها و مقاطع حق حضور و کار در مدارس دخترانه را ندارند.
لشکر بيکاران؛ در حالي که سال به سال ظرفيت پذيرش دانشگاه ها افزايش مي يابد و حدود 63 درصد ورودي هاي دانشگاه ها را دختران تشکيل مي دهند بازار کار با ظرفيت محدود خود توان جذب جمعيت رو به افزايش فارغ التحصيلان را ندارد. اين لشکر عظيم که شمار آنها به يک ميليون نفر مي رسد نوميد از يافتن شغل در بخش بي رونق خصوصي، پشت دروازه ادارات، نهادها و شرکت هاي دولتي صف کشيده اند. اين در حالي است که تعداد کارکنان دولت مدت هاست که از حد و اندازه طبيعي خارج شده و تقريباً همه دستگاه هاي دولتي با تراکم و مازاد نيرو مواجهند. لايحه مديريت خدمات کشوري که هفته پيش به تاييد شوراي نگهبان رسيد در اصل با هدف کوچک کردن حجم و کاهش تصديگري دولت تنظيم شده بود. به عبارت روشن تر دستگاه هاي دولتي نه تنها توان جذب نيروهاي جديد را ندارند بلکه نيازمند تعديل نيرو هاي موجود و بازگشت به وظايف نظارتي و برنامه ريزي هستند. در حالي که مديران از طيف هاي مختلف فکري، اصلاحات اداري، با هدف کوچک و کارآمد کردن دولت را حداقل در حوزه نظر پذيرفته اند اما سال به سال دولت حجيم تر و گسترده تر مي شود. در آموزش و پرورش تکميل چارت معاونت پرورشي نياز به استخدام دست کم 300 هزار نيروي جديد دارد. پيش نمازي معاون پرورشي وزارت در اين مرحله بر نياز اين معاونت به 90 هزار نيرو تاکيد کرده است. به اين ترتيب پيش بيني مي شود شمار کارکنان فقيرترين و پرتعدادترين دستگاه کشور در چند سال آينده به 5/1 ميليون نفر برسد که البته با افزايش 40 درصدي نيرو به همين نسبت بودجه افزايش و کارايي کاهش مي يابد. به نظر برخي کارشناسان آموزش و پرورش را با حدود 700 هزار نيروي متخصص و آموزش ديده مي توان بهتر از وضعيت کنوني با 1/1 ميليون پرسنل اداره کرد. توجه به اين نکته هشداردهنده است که 70 درصد کارکنان ساختمان خيابان قرني يعني ستاد اصلي آموزش و پرورش را افراد داراي مدرک تحصيلي ديپلم و کمتر از ديپلم تشکيل مي دهند. هر مديري با تيم کامل خود از مسوول دفتر تا آبدارچي به وزارتخانه آمده است. مدير با چرخش سياسي يا هر دليل ديگر بعد از مدتي رفته است و تيم او در وزارتخانه رسوب کرده است.
مهمانان ناخوانده؛ لشکر بيکاران بر دروازه هاي آموزش و پرورش مشت مي کوبند. آنها مي دانند که يک دبير ليسانس در بدو استخدام حقوقي کمتر از حداقل حقوق کارگران ساده دريافت مي کند. اکثر آنها علاقه ويژه يي هم به شغل معلمي ندارند و ترجيح مي دهند در دستگاه هاي برخوردار استخدام شوند. اما راهي براي ورود به اين دستگاه ها نمي شناسند. مساله آنها خروج از وضعيت بيکاري است. عقل سليم حکم مي کند که دريافت ماهانه 200 هزار تومان بهتر از بيکاري و بي پولي مطلق است. دير يا زود بخشي از آنها از دروازه فرسوده آموزش و پرورش گذر خواهند کرد و بر سر سفره فقيرانه اين وزارتخانه خواهند نشست و بعد از دريافت حکم رسمي استخدام به خيل معترضان به کمبود حقوق و دستمزد خواهند پيوست. اگر معلمان شاغل در يک روند 15 تا 20 ساله به نقطه جوش رسيدند، تازه وارد ها از همان گام اول خسته و فرسوده و معترضند.
ايجاد فضاي مناسب کسب و کار، ايجاد کار مناسب براي بيکاران، کاهش تورم، بهبود شرايط معيشتي کارمندان و کارگران و تامين خدمات درماني و آموزشي از جمله وظايف اصلي دولت هاست. ديد و بازديد هاي سياسي، حضور در مجامع بين المللي و تاکيد بر پاره يي از شعارها بايد در خدمت رسيدن به اين اهداف باشد، رسالت اصلي دولت ها همين مسائل به ظاهر پيش پاافتاده است.
درآغازمهر۱۳۸۶باران مهرورزی برحمیدوخانواده اش باریدن گرفت،وباران مهرورزی ناگهان سیلاب شد و حمید راتا دیار غربت با خود افتان و خیزان برد.
آقاي حميدرحمتي معلمي كه به حكم دادگاه اداري استان اصفهان به 3سال تبعيدمحكوم شده است.حميد بچه ي شهرضا است،كودكي،نوجواني ،جواني واندكي ازميانسالي اش رادرشهرضا پشت سرگذارده است.حميد فوق ديپلم آموزش ابتدايي است.نزديك به 14 سال است كه معلم بوده، روزهاي آخر شهريوربه خاطرفريادعدالت خواهي راهي ديارغربت شده.اورا به روستاي زرين آباد در 20كيلومتري شهر ساري استان مازندران فرستاده اند.حميددر باره ي آب هواي آنجا مي گويد: "آب وهواي آنجا بسيارخوب است. "
اماازسخن گفتن حميد دانستم كه آب و هواي دلش كمي ابريست ،خواستم ازخود حميد بپرسم . اوگفت: "خوشحال هستم ،نه ازاينكه ازخانواده دورم ،بلكه به اين خاطر كه جنبش معلمان براي بهبود معيشت آنان نتيجه داده،ودرآينده اميد بيشتري به آن مي رود."
ازسخن گفتن حميدبه اين فكرافتادم كه :
رنج كشيدن به خاطرهدفهاي بزرگ چه شكوهي به انسان مي بخشد.حرفهايش راشيرين مي نمايد،متانت دررفتارش هويداست.در پشت شيشه ي لبخندهايش،دراعماق درياي قلبش اندوهي گرانبها به سان مرواريد مي درخشد.
ماييم ونواي بينوايي بسم الله اگرحريف مايي
شايد هركس ازاعتصاب غذاي حميد در بازداشتگاه باخبرباشد ،باخودبگويد لابد حميد به رنگ قرمز علاقمند است، اماخودش مي گويد: " رنگ خاكستري را دوست دارم."
حميد مي گويد: " آش ماست محلي ديارم خوشمزه است."
اين معلم تبعيدي در ادامه ي پرسشهاي بي ربط من مي گويد: " گل كوكب ،ورزش بسكتبال و رشته ي ميكانيك را بيشتر دوست دارم."
همسرحميد،سركارخانم زهره رحمتي كه نوه ي عموي ايشان نيزهست،فوق ديپلم ديني و عربي دارد.وي دبيرمقطع راهنمايي است.كه يارباوفايي براي حميد بوده است،هرگزاوراتنها نگذاشته،ايشان به هنگام دستگيري حميد درشهرضا مي گفت : "همسرمن براي اجراي عدالت در جامعه مبارزه مي كند،اين باعث افتخارمن است."
حميددرباره ي همكاران مي گويد: آنان به من بسيارلطف دارند،هم همكاران شهرضا مرا خوب بدرقه ي كردند،وهم همكاران ساري از من استقبال خوبي داشتند.
آقاي رحمتي درباره ي تصويب لايحه ي مديريت خدمات كشوري مي گويد: اگراين لايحه را خالي از محتوا نكرده باشند خوب است،اگرآنطوري باشد،كه معلمان رااززيرخط فقر بالابكشد ،جاي تشكر هم دارد.
گفتگو با علي اكبرباغاني رئيس كانون صنفي معلمان تهران
علی اکبر باغانی سالهاست عضو هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران است،در سال ۸۲به مدت يكسال بخاطرمشكلاتي كه براي آقاي بهشتي پيش آمده بود،دبيركل كانون تهران شد،اماازآبانماه ۱۳۸۵رسمابراي يك دوره ي ۲ ساله ازطرف هيات مديره به عنوان رئيس كانون صنفي معلمان ايران- تهران برگزيده شد.آقاي باغاني داراي فوق ليسانس تاريخ تمدن ملل اسلامي ومعلم منطقه 7 مدرسه ي راهنمايي مي باشد.ايشان دربهمن ۱۳۸۵به همراه آقاي بهشتي به مدت ۱۰ساعت واسفندسال ۱۳۸۵براي مدت ۱۵روزودرارديبهشت ۱۳۸۶براي مدت ۲۰روزدرزندان به سربرد،باغاني درخرداد۱۳۸۵براي دوسال به شهرورامين تبعيد شد،۳ماه انفصال دريافت كرد،وبه تازگي نيزبه حكم دادگاه انقلاب به۵ سال زندان محكوم شده است.
آقای باغانی شنیده شده که شما با حکم سنگینی از طرف دادگاه انقلاب روبرو شده اید،بفرمایید این حکم چند سال بوده وآیا شما این حکم را قبول دارید؟
باسپاس ازشمابه خاطرزحماتی که دراطلاع رسانی انجام می دهید.مسلما ما احکام رانمی پذیریم ،چون این ظلم مضاعفی است که در حق ما می شود.به هرحال ما برای آبادانی کشور ،برای خدمات به معلمین کشوربه مسئولین کشورو به دانش آموزان داریم یک کارصنفی انجام می دهیم،که یکی هم توجه به مشکل معیشت معلمین کشوراست.این حکم با این نیت وبااین گو شزدها ویاداوری هاوهشدارهای خیرخواهانه سازگارنیست.امیدواریم که مسئولین دراعترا ضا تی که ما به این احکام داریم،تجدیدنظرکنند.وبرای همه ی احکام صادرشده حکم برائت صادر کنند.بله حکم 5 سال حبس تعلیقی برای من صادروبطورغیرقانونی به من ابلاغ شده،زیرااین حکم می بایست به نشانی منزل من فرستاده شود.
آیاشمابرای معلمانی که دراین راه زیانی دیده اند،امکاناتی دارید،که اندکی ازاین زیانها راجبران کنید؟
همان شماره حسابی را که اعلام شده ،ودرسایت هم هست ،و به همکاران داده شده ،اگر پولی واریزشود،ما هم به همکارانی که ازطرف وزیربا حکم انفصال ویا کسرحقوق روبرو شده اند به اندازه ی توان کانون کمک می کنیم.کمک هایی هم شده اما این کمکهابسیار اندک است ودرشان همکاران فعال صنفی نمی باشد.ازهمه ی معلمان می خواهیم درحدتوانشان به این شماره حساب مبالغی بطورماهانه واریز کنند.اگرهرمعلمی ماهانه هزارتومان کمک کند،ما میتوانیم حتایک باشگاه بزرگ به نام کانون وبرای معلمان بسازیم.
برخی ازکانونها (مانند : کانون کرمانشاه و کانون ملایر) ازطرف استانداری ها منحل اعلام شده نظر شما دراین باره چیست؟
درگفتگویی که مابا وزارت کشورداشتیم،رویه ی آنها این است که کانون هاراحفظ کنند، کانون تهران بطورقانونی به کارش ادامه می دهد،اما دربرخی ازشهرستانها منحل اعلام شده، اماسفارش ما به این دوستان این است که به کارشان ادامه بدهند.کارصنفی همانطوری که در قانون اساسی بیان شده نیازی به مجوزندارد.ضمن اینکه هرشهرستان ی که مجوزش لغو شده می تواند دفتری به نمایندگی ازکانون صنفی معلمان ایران بازکند،وبه کارش ادامه بدهد.مجوز کانون تهران هم کشوری است.ما دربسیاری ازاستانها نمایندگی داشتیم.واکنون هم بطورمستقل به کارشان ادامه می دهند.
همانطور که مستحضر هستید آقای بهشتی عضو بازرسان کانون هستند.وکارنظارت بر کل کانون را دارند، اما اخیرا ایشان وظیفه ی کمیته مالی رابردوش گرفته اند،با این اوصاف چه کسی باید کار نظارت برکانون بویژه نظارت برامور مالی را انجام بدهد؟
مسئول کمیته ی مالی آقای رضایی است که عضوهیات مدیره می باشند.درآن هنگام که آقای بهشتی این وظیفه را بردوش گرفتند یک موقعیت اضطراری بود.وآقای بهشتی یکی از اعضای آن کمیته بودند.مسئولیت این کمیته(مالی)بردوش آقای رضایی است،وآقای بهشتی چون برای دیگران شناخته شده است وحالت کارزیماتیک دارد،اکنون حسابی هم که هست به نام من و آقای رضایی است،وآن شماره موقتی است.آقای بهشتی،درکمیته ی مالی فقط حضور دارند.وکارنظارت همچنان برعهده ی آقایان خاکساری وبهشتی است.
شما درآغازبا قبول وکیل برای خودتان مخالف بودید، علت این کارچه بود؟
نه ،اینطور نیست ،من از اول هم با گرفتن وکیل موافق بودم،می دانید که آقای پیمان از اول هم وکیل کانون بود،مشاور کانون در امور حقوقی بود،ایشان یکی از دوستان من بود،ترجیح دادم که ایشان وکیل من باشند.من خودم به همه شفارش کردم که وکیل انتخاب کنند.
بسیاری براین باور هستند که این احکام از پیش تهیه شده است و دادگاه فرمایشی است،شما تا چه اندازه با این موضوع موافق هستید؟
افراد از لحاظ روحیات و تفاوت های فردی باهم تفاوت دارند،اما از روی احکام صادر شده احتمال می رود،که توجه جدی به جرایم نشده.در این باره ما ازآقای آوایی مسئول دادگاه تجدید نظرومعاون ایشان آقای ابراهیم خانی در خواست خواهیم کرد، که تجدید نظرافرادی دخالت کنند که خارج ازدادگاه انقلاب باشند.
اگرشماقاضی پرونده ی خودتان رابیرون ازدادگاه ببینید و به شما اجازه بدهد که هرچه می خواهید بگویید ،به ایشان چه درخواستی خواهی کرد؟
من همیشه برای ایشان به عنوان یک انسان ارزش واحترام قائل هستم.وبه عناون یک انسان نگاه انسانی داریم. سعی می کنم حقوق شهروندی اورا رعایت کنم.
در باره ی پرونده ی خودتان چه صحبتی با ایشان خواهی داشت؟
از ایشان می خواهم در قضاوت به اندازه ای خودشان را به علی(ع)نزدیک کنند،که متهم در کنارشان احساس آرامش بکند.
سخن آخرشما چیست؟
من ازهمه ی بچه های کانون سپاسگزارم از شما که اطلاع رسانی می کنید.از بچه های شهرستان ها و شورای هماهنگی سپاسگزارم ،واز همه ی کسانی که دچار مشکلی شده اند ،به ما اطلاع بدهند،روی سایت بیایند،خودشان رایا آنهایی را که می شناسند،به ما معرفی کنند. امیدواریم که لایحه ی مدیریت خدمات کشوری وآیین نامه ی اجرایی آن ازطرف دولت در اقدامي سریع انجام شود.
کانون صنفی معلمان ایران
گفتگو با پیمان نودینیان معلم تبعیدی
آقاپیمان همانطور که شما وخوانندگان عزیزبهترمی دانید،برتری انسان برسایرحیوانات در اندیشه است؛که ازآن درمنطق به قوه ی ناطقه یادمی شود.زبان قدرتی است،که تنها به انسان داده شده؛این قوه ی تعقل باید زبانی به این توانایی درخدمت داشته باشد،تا بتواند،عینیت بیابد.اگر قوه ی عاقله ی انسان زبانی ناتوان می داشت هرگز نمود عینی پیدا نمی کرد. شایدتعقل وزبان بارامانتی است که حافظ درشعرمعروف خودبیان کرده است.
"آسمان بارامانت نتوانست کشید قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند."
وهمین اندیشه و زبان منظورحافظ بوده است.از طرفی به گفته ی برخی روانشناسان :انسان پس ازبرطرف شدن نیازهای اولیه ای همچون نیازهای فیزیولوژی ونیازبه امنیت نیاز به اجتماعی شدن دراو زنده می شود. یکی از راه های اجتماعی شدن همانا زبان است،وبرای بیان اندیشه به دورترین نقاط جهان نیاز به رسانه های سودمندوقویی مانند: کتاب؛روزنامه رادیو،تلویزیون وبه تازگی هم سایت مطرح است،رسانه هاهم زبان انسان هستند،یاابزارزبان هستند.درقرآن شریف هم به خواندن ،هم به قلم ،هم به بیان وهم به گفتن،فراوان اشاره شده است.اما متاسفانه مادستمان ازهمه کوتاه است، مگروبلاگ کوچکی که شاید درروز 50 نفر بیشتربیننده نداشته باشد.می خواهیم از راه همین وبلاگ سخن شمارا بشنویم یا بهتر است بگویم :"سخن شمارابخوانیم." لذا به سراغ شما آمدیم تا گفتگوی کوتاهی داشته باشیم .با سپاس از اینکه وقت خودتان را به ما دادید.
**** آقا پیمان بسیاری ازخوانندگان عزیزوهمکاران شریف دلشان می خواهد بدانند ،که چه برسر شما آمد؟چرا شما تبعید شدید؟ دوست دارند درباره ی شما بیشتراززبان خودتان بشنوند.
بنده پیمان نود ینیان متولد سال 1352اهل سنندج هستم. ازسال 1371به استخدام آموزش و پرورش درآمده ام، وتا کنون مشغول به تدریس زبان انگلیسی بوده ام.ازسال 1382به عضویت انجمن صنفی معلمان کردستان درآمدم.
**** اززندگی در تبعید برای خوانندگان شریف بگویید،از رفتن تان به آنجا.
نزدیکی های آذر ماه سال ۱۳۸۵ سرگرم تدریس بودم ، یکی از کارکنان مدرسه به من گفت که کسی پشت خط می خواهد تلفنی با شما صحبت کند. گوشی رابرداشتم. مسئول کارگزینی ناحیه ی یک سنندج از من خواست به اداره آموزش و پرورش بروم. درپی اعتراض به صدورحکمی که درمرداد ماه 1385هیئت رسیدگی به تخلفات اداری، بنده را به 5 سال تبعید به کهکیلویه و بویر احمد محکوم کرده بود.این بارحکم قطعی 2سال تبعیدبه زنجان به من تحویل داده شد.
اما تازه شروع داستان بود.من ملزم بودم یک روز بعد،خود را به زنجان معرفی کنم. همه چیز خیلی سخت به نظر می رسید.سرنوشتی ناپیدا ومشکلات فراوانی چشم به راه من بود. اداره منطقه نیزمنتظرما بودند. بالاخره دوستان حراست زنجان با سفارشات پی درپی حراست کردستان ما را به دورترین شهرستان زنجان یعنی طارم فرستادند.. وبا این استدلال که جایی برای شما نمانده ،بنده رابه دورترین روستا یعنی ولیس فرستادند.جالب اینکه مسئول آموزش از مسافت و مکان روستای ولیس کاملاً بی اطلاع بود.
تبعید یا نفی بلد یعنی نفی اساسی ترین حق شهروندی یا حق انتخاب آگاهانه و آزادانه ی محل زندگی و محروم کردن از حق مشارکت اجتماعی ،و به عبارت دیگر منزوی کردن شهروندان.با این وصف می توانستم آینده را تا اندازه ای پیش بینی کنم.
ولیس در منطقه ای کاملا ًکوهستانی وصعب العبور واقع است. جایی بسیاربکرو دور از هرگونه امکانات .مردم آنجا با زبان شیرین آذری گفتگو می کنند.مردمی محروم از بهداشت مناسب ،تغذیه کافی،ولی بسیار دوست داشتنی و میهمان نواز. دیدن مردم آن سامان روحیه و توان مرا صد برابر نمود.آنچه که در اولین نگاه انسان را آزار می دهد؛ دیدن زنان و کودکانی است که از آرزوهای دست نیافتنی و حسرت های دمادم، زیباترین گل های ابریشم را بر فرشهای دیگران نقش می زنند.آنچه سهم آنان است دست مزد ناچیزی است؛ که صرف مخارج اعتیاد مردان خانه می شود. اگر از دانش آموزی علت غیبتش را جویا شوی به احتمال بسیار پاسخ این خواهد بود: " آقا بابام گفت: باید فرش ببافی،درس را می خواهی چه کار!!! "
** ** جناب آقای نودینیان بسامد واژهایی که درذهن شما دراین دوران می گذشت چه بود؟
اگر بخواهم خلاصه وار بگویم اینها به ذهنم می آمد: دلتنگی ، راهپیمایی طولانی ، برف و کولاک ،بچه های شاد وزیبا،راهنمای تعلیماتی که برای مچ گیری به روستا فرستاده می شد و ...........
**** آقا پیمان ازدیدخودتان گناه شما چیست؟
اگر احساس مسئولیت به سرنوشت انسانها ،تلاش آگاهانه در تحقق حقوق شهروندی ، بسط روشنگری وعدالت آموزشی ،تلاش برای به رسمیت شناخته شدن کنوانسیونهای جهانی حقوق کودکان ،دفاع از همکارانی که مورد تعرض سیستم اداری قرارمیگیرند، و دفاع از حق یک زندگی انسانی گناه باشد، بی گمان من گناهکارم .
**** برای قاضی محترم پرونده چه پیامی دارید؟
از آنجایی که من در یک دادگاه صالحه مورد محاکمه قرار نگرفتم، و از حق داشتن وکیل محروم بوده ام،چون بنده بر اساس حکم هیئت رسیدگی به تخلفات اداری تبعید و منفصل شده ام وهمکاران خودم در هیات قاضی ظاهر شده اند، فقط می گویم: از ماست که بر ماست.
**** ازدیدشما، معلمان ایران چه خواسته هایی از دولت دارند؟
خواسته های معلمان دوبخش است،بخشی از آنها خواسته هایی اکونومیستی است. یعنی تحقق عینی منزلت اجتماعی و از همه مهمتر عدالت اجتماعی،امروز دیگر بیان حق داشتن رفاه ، نیاز به فلسفه چینی ندارد. ما کار می کنیم؛ باید بتوانیم نیازهای خود وخانواده را تامین کنیم.این روشن تر از خورشید است. اکنون چرامسئولین متوجه نمی شوند؟ ما نمی دانیم.
اما بخش دیگری از خواسته های معلمان، حقوق آموزشی وشهروندی است.داشتن حق تشکل واعتراض ،امنیت شغلی ،آزادی بیان ، داشتن فضای آموزشی استاندارد،به روز کردن محتوای کتب درسی،تغییر فضای نظامی مدارس وبسیاری چیزهای دیگر خوسته ی معلمان است.
**** چه پیامی برای همکاران معلم دارید؟
از آنها می خواهم بدون فوت وقت به عضویت کانونها درآیند واز فعالین صنفی پشتیبانی کنند.
**** اگر سخن ناگفته ای دارید بفرمایید.
فعالین صنفی هنگامی که در تابستان زیر شدیدترین فشارها قرار می گیرند ،خستگی وتنهایی ممکن است آنان را بیازارد، فقط از همکاران می خواهم با آنها در این هنگام بیشتر نشست و برخاست داشته باشند.
**** اگراشتباه نکنم؛به تازگی حکم دیگری برای شماصادرشده، دراین باره هم توضیح می هید؟
بله،در تاریخ 15 مرداد حکمی برایم صادرشد؛که درآن آمده بود به خاطر شرکت در تجمع 28اسنفد 1385 در آموزش و پرورش سنندج که د رآنجا خانواده های فرهنگیان هم آمده بودند، به این خاطر دو ماه انفصال از خدمت به من داده شده است.که از تاریخ...... قابل اجرا می باشد.واین حکم قطعی نبوده، بلکه اعتراض بر آن وارد است.
**** گویا شما برای حمایت از کودکان تلاش هایی را نیز کرده اید،وباسازمان یونیسف هم همکاری دارید؟در این باره هم توضیح می دهید؟
بله ؛ ما درسطح استان کردستان کانونی را تشکیل داده ایم به نام" کانون دفاع از حقوق کودکان" به ریاست خانم فاطمه زمانی که در آنجا بنده عضوهیات مدیره هستم.
**** هدف شما وهمکارانتان از تشکیل این کانون چیست؟
هدف ما حمایت از کودکان می باشد.چه در بین خانواده و چه در جامعه وچه از لحاظ حقوقی.جلو گیری ازقربانی شدن کودکان به خاطر فقروخشونت.به این خاطرجشنواره های گوناگونی را درطول سال انجام می دهیم,مانند: جشنواره ی نقاشی یا جشنواره ی آدم برفی ها و.... که در آن خانواده ها را با حقوق کودکان آشنا می کنیم. کودکان راباحقوق همدیگر و حقوق اجتماعی آشنا می کنیم.در جشنواره ی آدم برفی هاهدف این است؛که برای ساعاتی بچه ها را شاد کنیم، زندگی اجتماعی به آنان آموخته شود.تمرینی باشد برای تقسیم شادی ها.ودرست زیستن باهمدیگر. پایان
معلمان (اردبیل)
محکومیت باغانی و اکبری
به حكم دادگاه انقلاب اسلامي آقايان علي اكبرباغاني رئيس كانون صنفي معلمان ايران- تهران و نورالله اكبري عضو هيات مديره ي اين كانون هركدام به ۵ سال حبس محكوم شدند.حبس نامبردگان براي مدت ۵ سال به تعليق افتاد.
همچنین رسول بُداقي عضو هيات مديره ي كانون صنفي معلمان ايران- تهران به حكم هيات بدوي شهرستانهاي استان تهران به دوسال كسر حقوق به ميزان ۱گروه شغلي (ماهانه ۴۵هزار تومان) محكوم شد.
اين حكم كه به امضاي سه تن ازاعضاي هيات بدوي استان رسيده است، به جرم :
۱- شركت در تحصنات وتجمعات غيرقانوني فرهنگيان درمقابل مجلس شوراي اسلامي وخودداري از حضوردركلاس ۲- تشويق همكاران به شركت درتحصن غيرقانوني فرهنگيان وقرائت اطلاعيه هاي غيرقانوني كانون صنفي معلمان .
عليرغم درخواست ازايشان براي دفاع از خود،هيچگونه دفاعي ازخودبه عمل نياورده، لذاهيات بدوي به استناد مواد ۱۸و۲۱آيين نامه ي اجرايي قانون ،بدون وجود دفاعيه رسيدگي راكافي دانسته ،وباتوجه به اقرار وي درتاريخ ۵/تيرماه/۸۶ به شركت درتحصنات وتجمعات تخلفات انتسابي رامحرزدانسته وبا انطباق موارداتهام با بندهاي ۳۳و۱۹ماده ي ۸ قانون رسيدگي به تخلفات اداري مصوب ۷/آذر/ ۱۳۷۲مجلس و در تعيين نوع مجازات وفق ماده ي ۲۱ آيين نامه ي اجرايي همان قانون به اتفاق آرا مبادرت به راي زير مي نمايد.
متخلف (رسول بُداقي) باستناد بند (ز) ماده ي9قانون مذكور،به مجازات كاهش يك گروه براي مدت ۲ سال محكوم مي گردد.
همچنین دادگاه محمدخاكساري كه براساس احضاريه ي پيشين مي بايست امروزچهارشنبه ۲۵/مهرماه/۱۳۸۶درشعبه ي ۱۵دادگاه انقلاب برگزارشود،بارديگر به روز۱۷/ آذر ماه/۱۳۸۶شعبه ي ۱۳دادگاه انقلاب موكول شد.
شورای نگهبان لایحه نظام هماهنگ پرداخت را تایید کرد
لايحه مديريت خدمات كشوري،در شوراي نگهبان مورد بحث و بررسي قرار گرفت و با توجه به اصلاحات به عمل آمده مغاير با موازين شرع و قانون اساسي شناخته نشد.»
لايحه مديريت خدمات كشوري پس از چندين سال كش وقوس بين مجلس و شوراي نگهبان به تائيد شوراي نگهبان رسيد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني شوراي نگهبان، اين نهاد در آخرين بررسي خود، لايحه مديريت خدمات كشوري را مغاير با شرع و قانون اساسي ندانست.
شوراي نگهبان در نظرنهايي خود در مورد اين لايحه اعلام كرد:«لايحه مديريت خدمات كشوري، كه با اصلاحاتي در جلسه مورخ هشتم مهر1386 به تصويب كميسيون مشترك مجلس شوراي اسلامي رسيده است در جلسه مورخ 18 مهر1386 شوراي نگهبان مورد بحث و بررسي قرار گرفت و با توجه به اصلاحات به عمل آمده مغاير با موازين شرع و قانون اساسي شناخته نشد.»

گچ و دل : آیا بالاخره اعتراضات صنفی معلمان تهران در اسفند ۸۵ منجر به موفقیت شد . آیا سران کانون صنفی معلمان علیرغم پرداخت هزینه های بسیار مثل بازداشت - انفصال - جریمه نقدی - انتقال و ...می توانند از این خبر بعنوان پیروزی یاد کند ؟
آموزش و پرورش و اهداء دو هزار و ۸۰۰دست ميز و نيمكت به مدارس عراق !
به منظور كمك به بخش آموزش در كشور عراق، از سوي وزارت آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران روز دوشنبه دو هزار و ۸۰۰دست ميز و نيمكت و ۱۴۰عدد تخته سياه ، به وزارت آموزش و پرورش عراق اهدا شد.
به گزارش ايرنا، رييس اداره آموزش و پرورش شهرستان قصرشيرين با اعلام اين مطلب افزود: اين اقلام در مرز پرويزخان قصرشيرين به نمايندگان وزارت آموزش و پرورش عراق تحويل داده شد.
"محمد حسين قيطاسي" هدف از اين اقدام انسان دوستانه را حمايت از دانش آموزان عراقي كه در جريان تجاوز كشورهاي بيگانه به اين كشور مدارس آنان ويران شده و فاقد امكانات و تجهيزات آموزشي ميباشند، عنوان كرد. در مراسم تحويل اين وسايل به نمايندگان عراقي ، فرماندار قصرشيرين و نمايندگاني از وزارت آموزش و پرورش كشورمان ، حضور داشتند. شهرستان مرزي قصرشيرين در غرب استان كرمانشاه واقع شده است.
گچ و دل ( سپاس معلم) : چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است . پول بیت المال باید برای نیازمندان کشور و بچه های محروم خرج شود آقای وزیر . آیا برای این اقدام از معلمان و دانش آموزان و مردم نظرخواهی کرده اید که از جیب خلیفه می بخشید . شما همه این ارقام را حساب کنید و به ریال محاسبه نمائید . مگر عراق استان ۳۱ ایران هست . اگر امکانات در اختیار بچه های محروم بم و سیستان قرار داده شود و از بین آنها مهندس و دکتر تربیت شود افتخار برای کل جامعه ایرانی است . و بر آن خرده ای وارد نیست ؟ اما بچه های عراق و افغانستان و فلس...

ما معترضیم آقای فرشیدی